پیرامون انتخابات 2

پیرامون انتخابات 2

 

دوستان عزیزتر از جان؛

به فصل انتخابات و فراز و نشیب های پر تلاطم آن نزدیک می شویم. تب و تاب های انتخاباتی متاسفانه گاه از درجات بالایی برخوردار شده و باعث اعوجاجات ناپسند و ناشایستی در رفتار و کردار ما شده است! و شاید می شود! که بعید نیست و نمی دانم! نوعی تخاصم و تقابل را در میان ما دامن زده و می زند! که پر کردن این شکاف ها و گاف ها زمان زیاد و هزینه ی بسیاری را بر دوش ما تحمیل کرده است! و می کند متاسفانه! که جبران آن کار ناممکن و خارج از اراده به نظر رسیده است! اهداف اگرچه به طور کل مشترک بوده؛ اما رویکرد ها متفاوت و معتنابه اند! هیچ ضرورتی وجود نداشته که به تقابل و تخاصم روی بیاوریم! بل پذیرش تفاوت ها و اختلافات در سلیقه ها و ایده ها از ملزومات فرهنگ انسان مدرن و دنیای مدرن است! باید بپذیریم که در دنیاهای متفاوتی از هم زندگی می کنیم! و احترام گذاشتن به همین تفاوت ها و اختلاف سلیقه ها و عقیده هاست که ما را انسان تر و متمدن تر می کند!

افسوس و صد افسوس!!

در این گروه فضای مجازی غیر واقعی عده ای گره از عقده ها گشودند و پل به تعصب و جهل زدند و می زنند! که ردای روشنفکری شان دیگر پوسیده شده! علیرغم تذکرات و اخطارها عده ای هنوز که هنوزه حاضر به پذیرش آنچه خواست و اهداف گروه بوده، نشده اند! و فقط با ترقه برای جرقه و جنجال آمده اند! خیری از اندیشه و تفکرشان که ندیدیم! اما دایمن مدافع هر آشوب و جنجالند! بارهای بار گفته باز هم می گوییم برای ماندن و رفتن در گروه اجباری نبوده و نیست! چه رسد به خواندن و نوشتن! که هر کس در حد وثق و توان برای اینده ی سرزمین خود تلاشی می کند و امروز تلاش ما این بوده و هست! نه سمتی داشته نه مسولیتی داریم! که دستمان کوتاه و خرما بر نخیل است! اما اندیشه و اندیشیدن را که از ما نگرفته اند! و می اندیشیم پس هستیم! اما مادام که در عاریت و تقلید و تکیف محض غرقیم چه امید و نویدی به آینده ی خود و سرزمین خود داریم! به واقع کار ما از ترقه و جرقه گذشته است! بدون اندیشه و اندیشیدن در پیرامون همه ی امور زندگی خویش و تلاش برای به سامان کردن آنها راه دیگری متصور نیست! که دنیای مدرن محصول اندیشه و اندیشیدن بوده و هست! و نیوتن با تمام عظمت علمی خویش می گفت که:

بر دوش غولان ایستاده ام!

در این راه و روش ضمن پذیرش بخش اصلی واقعیت ها و ناهنجاریها آرام آرام از خود شروع کرده و تغیر را در جهت اصلاح امور نهادینه می کنیم! باید تمرین کنیم که در کنار تفاوت ها می توانیم با احترام خوب و عالی زندگی کنیم! و با هو و جنجال چیزی درست نشده و نمی شود! انتخابات سرفص اهم تغییرات جامعه ی ماست! بخش اعظمی از زندگی مردم بوم و دیار ما در انتخابات رقم خورده و با آن لینک مستقیم دارد! یک دلیل عمده هم بیشتر ندارد و آن نوعی فقر است؛ که هم در فرهنگ و هم در اقتصاد و مهمتر اینکه در اندیشه و اندیشیدن رخ تابیده است! و اینچنین ما را بی تاب و رخ هایمان زرد نموده است! فقر در سه زمینه و از سه جهت دامن ما را گرفته و ما ناگزیر از تفکر و تغییر و توسعه ایم! چنگ در چنگ نماینده ای باید بیاویزیم شاید حول حالنا یی بر ما بخواند! و چنین است که با خمیر مایه ی تعصب و با آن فقر مطلق به هر ابزاری برای رسیدن به هدف و آرمان خویش توجیه داریم! و این توجیه منفی ترین وجه غالب فرهنگ امروزین ماست متاسفانه! و تعصب پنهان و تزویر وجه غالب این توجیه اغلب غیر عقلانی است!

گروه پیرامون ضمن احترام به هر ایده و عقیده ی منبعث از اندیشه ی دوستان و استقبال از آنها، چنانچه بارها تاکید داشته باز هم تاکید می کند از ارسال مطالب کپی پیست در هر زمینه ای جدن خود داری فرموده و شان و شخصیت خود و دوستان را زیر سوال نبریم! اگر نمی توانیم بنویسیم و نقد کنیم لطفن به اندیشه ی دوستان توهین و حتاکی نکنیم! تمرین اخلاقی کنیم! چه کسی نوشته! سوالمان نباشد! چی نوشته اند مد نظر باشد! فضای امروز ممسنی امروزه بیشر از هر دوره و زمانی نیازمند دعوت به آرامش است! آرامشی که اجازه دهد ما به مشکل فقر خود بیاندیشیم! برایش چاره جویی کنیم! و این مهم ارتباط تنگاتنگی به نگاه انتخاباتی ما داشته و دارد! منتخب تعصب و چوب و چماق با همین سه ابزار بیشتر نمی تواند کار کند؛ که متاسفانه شاهدیم چون در مجلس کارایی ندارد! لذا جولانگاهش منطقه بوده و انعکاس آن دوباره به منطقه بر می گردد! گرچه دفاع از حق تعصب و جهل خیلی سخت و دشوار است! انتظار می رود با آغاز باب تغییر در زندگی خود باب بزرگتری را برای تغییر در جامعه ی خویش باز کنیم!

به امید فردایی بهتر

/ 0 نظر / 241 بازدید