دست اخر انتخابات مجلس نهم با تمام تلاش ها و تبانی هایی که می شد و انجام شد! در شهر و دیار همیشه سربلندمان ممسنی این بار نیز سربلند تر از همیشه بیرون آمد!!!!!!!!!
باری در این افتخار آفرینی بی مانند، رنگ و بوی هیچ تجاوز و چپاول و غرت و قتل و کشت و کشتاری نبود!!!! مردم همه در صحنه بودند یا نبودند رای شان حی و حاضر در صندوق ها بود و خبر از مشارکت 231 درصدر می داد!!!!!
و این حضور خشمگین چنان مشت محکمی شد بر دهان تمامی دشمنانمان که خود مان را به تعجب وا داشت!!!
این دفعه در ممسنی نه تنها مشتمان که خودمان را به همراه مشتمان به دشمن کوفتیم!!!! خوشا به حال اونایی که نیومدند.!؟
میگن بعضی اوقات زبان الکن و قاصر است و کوتاه به نظرم این انتخاب و انتخابات در ممسنی از همین سنخ بود!!! حقیر که خود به عنوان جوانترین کاندیدای احتمالی این صحنه بودم و هیات اجرایی و کذایی شهرستان ها زحمت کشیده بار این مسوولیت را در همان ابتدای راه از دوش من برداشتند و حقیر به طور ویِژه از ایشان سپاسگزارم !!! ضمن تبریک و تسلیت به ملت شریف و بزرگوار و اهل فرهنگ و ادب ممسنی چند نکته ای را به دوستان کاندیدا ها و مردمی که حماسه آفریدند عرض می دارم:
1. بس زدیم ما لاف زفتی، عاقبت در دوغ رفتیم!!!!!! می گویند رفتار شما نشانه ی شخصیت شماست. به جد از دوستان کاندیدا ها و مردم حامی و طرفدار ٱنها می پرسم: آیا این رفتار نشانگر شخصیت ما نبود؟ ایشان هر کدام پاسخ خود را دارند اما بنده عرض می کنم نمودمان بودمان را هویدا کرد و ما در این انتخاب و انتخابات نشان دادیم که واقعن لریم!!! و این لر بودن ما با تمدن سازی و فرهنگ رو به رشد ناسازگاری بنیادین دارد!!!!!
2. چرا دوستان کاندیدا و مردم در ظاهر سجاده اب می کشند اما در باطن و به خلوت که می رسند ان کار دیگر می کنند!!! شنیده اند که سیاست یعنی دروغ بنابرین به خودشان، خانواده شان، دوستانشان و همراهانشان نیز دروغ می گویند !!! اگرچه حرف غلط و بی اساسی است!!! و نمی دانند که دروغ گویی که ایشان منشا پیروزی های کاذب می دانند منشا تمام کثافت کاری ها و بی بندباری ها و مشکلات در جامعه است!!!!
3. آیا این افراد بر خود لازم و واجب نمی دیدند که به حامیان و همراهان متعصب خود که از روی فکر و اندیشه نیز انتخاب نشده و نکرده بودند آنها را ، حداقل می گفتند که رفتاری در خور و شایسته ی فرهنگ و تمدن ممسنی از خود نشان دهند!!!!! آیا پیروزی در این عرصه هر رفتار و منشی را توجیه می کند؟؟؟ آیا رفتن به مجلس برای هر کدام از ما برای جمع کردن ابروی بیشتر نیست؟؟ عزت بیشتر نیست؟؟ ترقی فرهنگ و فکر نیست؟؟ حفاظت بیشتر از فکر و جان و مال این مردم نیست؟؟ پس ای کسیکه آبرو میریزی و بانی قتل و کشتار و تجاوز هستی چگونه فردا می خواهی منادی این امور باشی؟!! و شما که دستان به این قتل آلوده است خواهی توانست بر مسندی نشینی که حق از نا حق بستانی؟؟
4. نباید این دوستان و مردم فهیم همه را به ارامش دعوت می کردند و هر گونه تجاوز به حقوق دیگران را محکوم کنند؟؟!! نباید خوشان منادی آرامش باشند؟؟!! شما بیایید همین یاسوج و شهرستان های آن را در نظر آورید آیا مایی که ادعا می کنیم و به این جماعت و مردم با دیده ای فوق العاده تحقیر آمیز از در بی فرهنگی نگاه می کنیم از آنها این رفتار ها را می بینیم؟؟!! حداقل اینکه تمام دوستان ما در آن مناطق این مسئله در چشم ما زدند و به تاریخ و فرهنگمان ارجاع دادند؟؟!! آیا مایی که روزگاری و شاید هم اکنون در تمام ایران نیروی فکری و فرهنگی تاثیر گذار داریم خود باید اینگونه در منطقه و محله خود رفتار کنیم؟؟!! و نباید فکر کنیم چرا این افراد مثبت و موثر دیگر به منطقه باز نمی گردند؟!!
5. زمانه ی بد و ناجوری شده است. زمانه ای که خواص یک منطقه پیاده نظام عوام و افراد نالایق شده اند. من این مطلب را در ابتدا و آغاز کار خویش در این راه پر مخاطره یافتم از طرف کسانی که مدام بر طبل طایفه گرایی و جهالت و تعصب می کوبیدند و به حقیر و دیگران دم به دقیقه پالس و پیام می دادند که به خاطر تعصب و جهالت ریشه دار و شکست و پذیرش خودشان در مقابل آن در طایفه و منطقه، نیز برچسب ندانم کاری بر حضور من می زدند و از من می خواستند که این کار را نکنم. ایشان افرادی بودند که خود را خواص می دانستند متاسفانه!!!!!!!! اما در نهایت و تاسف آنچه من و دوستان از ان می هراسیدیم و برای ابطال آن برخاسته بودیم و نباید می شد شد!!!!
6. برای درمان مورد 5 باید اشاره کنم که کار از یک شخص و دو شخص نیست بلکه نیازمند تلاش و کوشش همگانی دارد. باید تمامی افراد جامعه خود را مسوول بداند و به طور ویژه بر گردن خواص و افراد صاحب فکر و اندیشه است. باید اجتماعات ویژه ای تشکیل گردد به طور مستمر و مداوم تا بر باطل بودن این کار های زشت تایید شود.
و ...
دوستی می گفت:
کاندیدا ها دو دسته اند:
یا مورد تایید نظام اند و مورد تایید مردم نیستند
و
یا مورد تایید مردم اند که مورد تایید نظام نیستند.
شما چه فکر می کنید؟
حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید.
حسنک نزد حاکم رفت و گفت: گندم و شیر که گفتی چه شد؟؟ مسکن و کار چه شد؟؟
حاکم گفت: ممنونم که آگاهم کردی. همه چیز درست می شود.
یکسال گذشت. حاکم گفت: صادقانه مشکلات را بگویید.
کسی چیزی نگفت.! گندم و شیر و کار چه شد.!!!!
تنها از میان مردم یکی گفت:
حسنک چه شد!!!!!!!!
برای آنکه خود را مقتدر نشان دهی کافیست
به حرفی که می زنی عمل کنی
وگرنه تحمیل عقیده به دیگران اقتدار نیست بلکه ظلم است.
گاندی
بهای انسان به دانش و کردار نیکوی اوست نه رنگ و مذهب و نژاد و خاندان او .
(جبران خلیل جبران)
الهی:
دستم گیر که دست آویز ندارم
عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.
سعی می کنم در زندگی خویش هرگز دچار خستگی و کسالت نشوم. و تا آنجا که بتوانم در مورد خود و تاریخی که در آن زندگی می کنیم بیاندیشم. و برای تصمیماتم ارزش قایل شوم. خوشبینی در مقدمه ی تمام افکار و اعمال من حرف نخست را می زند. چرا که هیچ اطلاعی از آینده ندارم. ونیک می دانم که چیزی به نام قانون پیشرفت وجود ندارد. اگر چه پیشرفت ضروری و انکارناپذیر است. بدبینی یک دروغ شرم آور است. تا شوق و ذوق تغییر و تحول شکل نگیرد پیشرفتی بدست نمی آید. همچنین پیشرفت نباید فقط یک سویه باشد بلکه باید در کنار پیشرفت های علمی به پیشرفت های اخلاقی دینی و اجتماعی نیز توجه کنیم.
کوه های عظیم پر از چشمه اند و قلب های بزرگ پر از اشک.
زنده و من مال نی؛ بنه و بندار نی غیر غم و لاک و لیک؛ یه کر بودار نی
هم و سر و عقل و پا؛ مردل هوشیار نی شوکل غم رخته ومال؛ کش کن بیدار نی
به غیر باد و خهک و خل و ده خور د نیرسه چه فیده داره لیکه هم وگوش کر د نیرسه
تریکه زن و مال نی یه مرد سر توال نی بیا جون اگر ولو کسی و در د نیرسه
ادامه مطلب:
پست 98 وبلاگ
دلم چاکه گروهته بی بهاره نه اوری هه که بارونش بواره
نه درمون هه ملهمه زخم آبو نه یار و همدمی دلدارم آبو
کجاست شیر دلی کز بلا نپرهیزد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
مشورت دادن و حق گفتن با من دریغ مکنید که من برتر از خطا نیستم.
امام علی(ع)
نگرش ما به آینده باید چنین باشد:
ما اکنون مسول آنچه که در آینده اتفاق می افتد هستیم. حضور ما دیگر در گذشته تاثیری ندارد اما اکنون و در این جایگاهی که قرار داریم اخلاقن در قبال آینده مسوولیم. حتی اگر چشم انداز را درخشان نمی بینیم باید به گونه ای عمل کنیم که رنج را کاهش دهیم نه بر آن بیفزاییم.
هر گامی که به سوی یک جهان بهتر و آینده بهتر برمی داریم
باید مبتنی بر ارزش بنیادی آزادی باشد.
استبداد و خودرایی ما را از انسانیت تهی می سازد
زیرا مسولیت ما را به عنوان یک انسان می دزدد.
پس از ثبت نام سوم دی ماه تا بیستم دی ماه هیات اجرایی انتخابات حوزه انتخابیه ممسنی و رستم به مدت هفده روز با تلاش بی وقفه و خستگی ناپذیر ضمن رد نمودن صلاحیت اینجانب برای شرکت در انتخابات صلاحیت سه تن دیگر از دوستان این عرصه را نیز به نوعی زیر سوال بردند. این مهم که توسط نامه ای از فرمانداری ممسنی تحویل گردید باید به مدت 4 روز از تاریخ ابلاغ با حضور در دفتر هیات نظارت استان فارس مورد اعتراض قرار می گرفت که اینجانب در آغاز روز بیست و یکم دی ماه با حضور در دفتر هیات نظارت استان مراتب اعتراض خود را به رای تنگ نظرانه هیات اجرایی ممسنی اعلان و درخواست تجدید نظر دادم. در همین راستا شایان ذکر است که مقرر است هیات نظارت استان نتایج بررسی های تمام کاندیداهای ثبت نامی را با افراد معترض تا تاریخ یکم بهمن ماه سال جاری به فرمانداری حوزه های انتخابی اعلان دارد.
عقل ومو داده خداوند که آدم بیمو
منه ای عمر دو روزه همه با هم بیمو
بین ای مردم ساویله دورنگی نکنیم
منه پوس بره و میش پلنگی نکنیم
ور بییمو چپ و راس و خط وخط بازی نَ
کینه و دشمنی و دوز و دغل بازی نَ
دینَ دنیا زر و ری کردنَ عادت نکنیم
علی آبیم و وته پشتَ عدالت نکنیم
پیر و پیغمبرِ ای مردمَ غارت نکنیم
غیر کعبه ی دلشو هیچه زیارت نکنیم
دل بی واهمه ترسی نداره حساب ار پاک بو پرسی نداره
بیو دل آرشیمه کن تو باور واصل واگرد و ایرونه تو یاور
اگر یقین داریم که روزی پروانه می شویم
بگذار روزگار هر چه می خواهد پیله کند!
بی هفاری و تلکدون درایا پختیمه بی که تشمون بزنن ویچو خنه سختیمه
نیرسیمون و منه بدبختی وگرد یکدو نه دواییم یه سرسیزنه درد یکدو
قبل از آغاز مطالبم لازم می دانم عنوان انتخابی را برای این مقاله هر چند به اختصار، توضیح دهم. اگرچه عده ای عنوان زیر پوست انتخابات را بیشتر و مناسبتر می دانند؛ اما آنچه قصد من در این مقاله است کوششی خواهد بود تا تحلیلی از زوایای مختلف انتخابات اعم از آغاز، تبلیغات، فرهنگ انتخاباتی، شعارها، برخورد مردم و … در شهرستان ممسنی در ادوار گذشته ارائه نموده و همچنین به چشم اندازی از انتخابات آینده ی شهرستان های ممسنی و رستم در ادوار بعدی به دست دهم.
همه ما در باب چیستی و چگونگی انتخابات، نیک مطالب کم و بیش در خور و شایسته ای، چه علمی و یا غیر علمی را می دانیم و آموخته ایم. همچنین است تفکرمان در مورد دستگاهی به نام میکروسکوب؛ وسیله ای که کار اصلی اش بزرگنمایی اشیاء و ذرات بسیار ریز است؛ تا بتوانیم این اشیاء ریز و به اصطلاح میکروسکوبی را بهتر و دقیق تر با ویژگی ها و خصوصیات منحصر به فردش مورد مطالعه قرار داده و بشناسیم. لذا تلاش می شود تا انتخابات در ممسنی را در ادوار مختلف گذشته به زیر میکروسکوب برده؛ فراز و نشیب های آنها را بررسی کرده تا به درک بهتر از آنچه بر ما و شهرستان مان رخ داده برسیم و به یاری خداوند گذشته مان را چراغ راه آیندمان کنیم و از زیر و بم این شیئی مهم و سرنوشت ساز اطلاع و آگاهی بیشتری کسب کنیم.
ادامه مطلب ...
آن چه را بر خود روا نمی دارید بر دیگران هم روا ندارید.
صد هزاران کیمیا حق آفرید کیمیایی همچو صبر آدم ندید
ترجمانی هرچه ما را در دل است
دستگیری هر که پایش در گل است
آسوده خاطرم که تو در خاطر منی گر تاج میفرستی و گر تیغ میزنی
از من گمان مبر که بیاید خلاف دوست ور متفق شوند جهانی به دشمنی
وقتی حق انتخاب محدود می شود چیزی برای فکر کردن نمی ماند.
سادگی رفت و در دوز و کلک واز آبی دور چلتیک دلم دهس گرّگ واز آبی
هم خدا دونه که الانه چه جی مندیمه همه من چبکنمه بی سروپی مندیمه
اثره ی بی رمقی بی نفسی بی حالی پنجه اینیمه خر تیلیل من چالی
و ....
یه کر غارتگریش دروازبونه وجی حرف الف به ن ایخونه
چندتی دش بنگ ایکنن و بخت ککات مردن زندی ایکنن من انتخابات
هر کسی هول ایزنه سی رای بیشتر من دلش نذر ایکنه یه کهره تیشتر
مو قسم سیت ایخرم نه مرد دینن په سیچه سی تقلب برنامه ایچینن
یه گروش اداری گرفتشه تو تاک تاک دندونلش شو نیبرش خو
یه عده اش بیدار مونده و زر پلاسه شیرش ماله زده اگر بماسه
ای ککا ایخم بگم اینگل چه شونن همه شون دسپاچه ین سی پستشونن
من شعار هوادار مستضعفینن من حونه ی مستکبرل سی رای ایشینن
با عرض تاسف:
رقابت انتخاباتی به سبک ماقبل تاریخ!
به گزارش منابع خبری رسمی، تعدادی از ساکنان روستای «آبپخش» از توابع شهرستان نورآباد ممسنی از روز 24 اسفندماه به دلیل اختلافات طایفهای در انتخابات مجلس، برق و تلفن روستاهای اطراف را که از روستای آنها (آبپخش) میگذرد قطع کردهاند. با آن که برق این روستاها توسط اداره برق وصل شده است؛ اما ارتباط تلفنی این روستاها از جمله روستاهای مهرنجان، جویجان، جوزا جاوید، جوزا بکش، مومیر و ... هنوز قطع است.
این ماجرا یادآور اختلافات قبیلهای و طایفهای روستاهای ایران بر سر «آب» در حدود 100 سال قبل است که به دلیل درگیری روستائیان با بیل و کلنگ غالباً به قتل و مجروح شدن تعدادی از آنها میانجامید.
خبرنگار شهابنیوز در پایان تاکید میکند: ماجرای روستاهای ممسنی که در انتخاباتهای گذشته نیز به اشکال مختلف تکرار شده، همچنین بیانگر ضرورت کار فرهنگی در روستاها و آشنا کردن آنها با مفاهیم هزار سوم است.
موشی در خانه صاحب مزرعه تله موشی دید!! به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد.
همه گفتند:
تله موش مشکل توست و به ما ربطی ندارد!!!!
ماری در تله موش افتاد و زن مزرعه دار را گزید!!
از مرغ برایش سوپ درست کردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند!! و گاو را برای مراسم ترحیم کشتند!!
و این در حالی بود که موش از دیوار سوراخ نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد!!!
مردم فهیم و متمدن ممسنی به طور قطع به حافظان و کاسبان پست و پستک ها با دیده ی حقارت و نفرت می نگرند و چوی را که امروزه این افراد سودجو و منفعت طلب کم مایه در ممسنی سرافراز به آن دامن زده اند را خواهند شکست.
در گفتن فایدهها هست که در نگفتن نیست:
گزاردن تکلیف، آگاهانیدن خلایق، عذر تقصیر به پیشگاه خا لق، جنبانیدن وجدان مخاطب، گشودن راه آزدگی و شکستن قفل غمناکی و غلامی وافسانه نیک شدن در تاریخ.
کلیپ آهنگ جدید فرهاد تاج با مضمون انتخابات در ممسنی به زودی از همین وب
و سایت بیا تو ممسنی دات کام

بزرگترین سایت موزیک شهرستان ممسنی
ببینید و نظر دهید.
اگر فاتحه خواندن برای رای بهترین و قوی ترین ملاک و معیار برای انتخاب در ممسنی است و مردم روزگار ما به آن اقرار می کنند و در مقابل ما موضع می گیرند
بگذار تنها بمانیم.
شرف این تنهایی را بر خفت آن رسوایی ترجیح می دهیم.
خرده من جگرمون تیر و خمون نی فهمیم
غلتمون ایدن من لیر و خمون نی فهمیم
دهس وری دهس نهادیم و روه ری که مال
من کله جیجه اسیر ابی و قمری منه چال
ای شهان کشتیم ما خصم برون
هست زو بتر خصم درون
کشتن این کار عقل و هوش نیست
شیر باطن سخره خرگوش نیست
سهل دان شیری که صفها بشکند
شیر آن است که خود را بشکند
ای نسل من:
آزادی تو مذهب من است،
خوشبختی تو عشق من است،
و آینده تو تنها آرزوی من ...
همیشه شویل تاریک سی شوپر بهاره
نه سی شوپر؛ که شوپر مسلکی امرو و کاره
واو شهری که اسبل سه و سرخش بی سوارن
سوارل سر دیارش پا وبند و ظلم بارن
و او شهری که بازارنفهمی داغ داغه
چه بونه ی بهترَ خاموشی و مرگ چراغه
و او شهری که عشقش مرده یه، زنده ی عزایه
بزن تش جون تاریکی نَ ، خاموشی گُنایه
کمون رستم و تیر گز وردا که جنگه
مث شوپر و تاریکی نشهسن ننگه، ننگه
شرفمونه حیفه و دم او ندیم
د چلتیکمونه وجی جو ندیم
سیت ایگم که امرو بیونی
لر خه من ذاتشِ مهربونی
ار چه طغیون گری مثِ نیل
لُر اصیلِ لُر اصیلِ لُر اصیلِ
رعیت لر اگر شاه زندِ
لر مثِ کُه دنا سربلندِ
مثل دار بلی سفت و محکم
ریشه لر گره خَرده بی غم
تَم نبینی مثش اهل دردی
دور دنیا هم ، ار بگردی
تشنه کُه ی مِرد جنگِ
کشته مُرده قطار و فشنگِ
ار چه طغیون گری مثِ نیل
لُر اصیلِ لُر اصیلِ لُر اصیلِ
احمد انصاری
در دیگر دنیاها بگردید، بنگرید، بشنوید و بپرسید. سپس به دنیای خود باز گردید و از مفهوم های تازه، راهی نو برای انجام کارهایتان بسازید.
مطالب قدیمی تر »
